فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - تحقیق در مورد کتاب تحف العقول و مؤلف آن (5)

۲۲ اردیبهشت ۸۸
خارج مکاسب ـ ۵

تحقیق در مورد کتاب تحف العقول و مؤلف آن

مقدمتاً باید متذکر شویم که شیخ انصاری در کتاب «رسائل» جهات بحث در مورد احادیث را این چنین بر می‌شمارد: بحث از صدور حدیث، بحث از جهت صدور و بحث از دلالت آن.

اما به نظر ما در بحث از صدور علاوه بر سند، شناخت مصدری که حدیث از آن نقل شده هم ضرورت دارد که کتاب‌های فهرست و کتاب‌شناسی به همین منظور تألیف شده‌اند. البته کتاب‌شناسی نزد شیعه از زاویه و منظار حجیت بوده و با کتاب‌شناسی‌های عادی و متعارف فرق دارد.

همچنین قبل از بحث از دلالت، باید به متن حدیث نیز پرداخت. علماء به این بحث نپرداخته‌اند. مثلا صاحب «وسائل» در این زمینه بسیار متساهل است و در مواردی می‌گوید: «و رواه فی التهذیب مثله» در حالی که با حدیث مذکور تفاوت دارد. منشأ این تساهل هم این بوده که ایشان احادیث را از زاویه فقهی جمع‌آوری کرده و بیشتر به مضمون کار داشته، بر خلاف کتاب «جامع أحادیث الشیعه» که احادیث را از زاویه حدیثی جمع‌آوری نموده است.

بررسی در مورد کتاب «تحف العقول» و مؤلف آن نشان می‌دهد که نام مؤلف در میان میراث‌های قدیم از رجال و فهرست شیخ و فهرست نجاشی و منتجب الدین و معالم العلماء و کتب علامه وجود ندارد. در کتب روایی هم نام مؤلف در سند هیچ روایتی ذکر نشده است. اولین کسی که از مؤلف نام برده، شیخ حسین بحرانی در قرن دهم در کتاب اخلاقی خود «الطریق إلی الله» است که او را از مشایخ شیخ مفید دانسته است. بعد از این زمان است که مؤلف و کتابش در میان علماء مشهور می‌شود، اما در مدت ۶ قرن قبل از بحرانی، از مؤلف و کتابش خبری نبوده است. صاحب «مستدرک الوسائل» هم با این که از کتاب دیگر منسوب به مؤلف به نام «التمحیص» روایاتی را نقل می‌کند، اما در مورد مؤلف می‌گوید: «و إنی إلی الآن ما تحققت طبقة صاحب تحف ‌العقول[۱]».

این کتاب در قرن دهم به نحو وجاده به اصحاب رسیده است و طرقی را که صاحب «وسائل» در خاتمه می‌آورد، شامل این کتاب نمی‌شود؛ چون تا قرن دهم اسمی از این کتاب نبوده است. در خود کتاب هم نامی از مؤلف نیست، اما چون بعید است علامه مجلسی و شیخ حسین بحرانی و دیگران بدون دلیل آن را به این شخص نسبت داده باشند، احتمالاً نام مؤلف روی جلد کتاب بوده است.

در متن کتاب فقط از دو سه مصدر مثل «آداب أمیرالمؤمنین(ع)» نام برده شده و از بقیه مصادر آن اطلاعی در دست نیست. البته حدود ۶۰ درصد احادیث آن در دیگر منابع روایی موجود است و حدود ۴۰ درصد آن از منفردات مؤلف است که از جمله آنها همین حدیث «معایش العباد» است.

نکته دیگر آنکه شخصی به نام محمد بن نُصیر که از غلات بوده و با پیروان خود (نصیری‌ها) در منطقه‌ای در شام زندگی می‌کرده، در کتاب خود، مؤلف «تحف العقول» را از همفکران خود دانسته است که در همان منطقه زندگی می‌کرده است.

در برخی منابع هم به دنبال نام مؤلف پسوند «الحرانی أو الحلبی» را ذکر کرده‌اند که می‌تواند مؤید این مطلب باشد. در این صورت می‌توان احتمال داد که علت عدم ذکر نام ایشان در منابع رجالی، دوری ایشان از اوساط علمی آن روزگار بوده است. البته در کتاب ایشان به جز وصیت مفضل بن عمر، هیچ اثری از غلو نیست و ممکن است ایشان به علت هدایت آن افراد به آن منطقه رفته و در آنجا ساکن شده باشد.

شواهد موجود حاکی از آن است که مصادری که در اختیار صاحب «تحف العقول» بوده به نحو وجاده به ایشان رسیده است. ممکن است اشکال شود که این مطلب مخالف مقدمه کتاب است؛ چرا که در مقدمه آمده است: «و حذفت الأسانید تخفیفاً و إیجازاً و إن کان أکثرها سماعاً لی»، اما مراد ما از وجاده این است که ظواهر نشان نمی‌دهد که ایشان در حوزه‌های علمیه آن زمان حضور فعالی داشته باشند تا اکثر این کتاب به نحو سماع باشد؛ لذا احتمالاً سماع ایشان به نحو اجازه بوده و الا بسیار بعید است کسی در رتبه مشایخ شیخ مفید باشد و سماع هم داشته باشد، اما اسمی از او در هیچ کتابی نیامده باشد.

همچنین ایشان در مقدمه گفته‌اند که یکی از اهداف من در این کتاب جمع‌آوری احادیث غریب بوده است. شاید مراد ایشان از غریب، احادیث شاذ و نادر باشد که در کتاب‌های دیگر نیامده و ایشان خواسته با این کار، آن احادیث از دست نرود. در این صورت همین حدیث «معایش العباد» هم یکی از همین احادیث غریبه است. البته بعداً خواهیم گفت که حدود هفت هشت سطر این روایت (تقریباً مشابه این روایت) در کتاب «فقه الرضا» هم نقل شده است، که اجمالاً نشان می‌دهد که روایت اصلٌ‌مایی داشته، اما فعلاً در مصادر موجود ما این روایت وجود ندارد.

ونکته پایانی آن که منهج مؤلف در اختیار حدیث در این کتاب منهجی است مابین قمی‌ها و بغدادی‌ها؛ یعنی هم از میراث‌هایی که جزء انفرادات مکتب بغداد است آورده و هم از میراث‌های که خاص مکتب قم است.

نتیجه بحث

این کتاب حدود شش قرن از اوساط علمی دور بوده و لذا در میان قدماء هیچ شهرتی نداشته تا جابر ضعف سند آن باشد و لذا نمی‌توان به عنوان حجت شرعی به آن اعتماد کرد. اما با این همه متن کتاب به استثنای چند مورد نادر، بسیار زیبا و سلیم است.


[۱]. خاتمة المستدرک، ج ۱، ص ۱۸۷

ارسال سوال